برهان الدين محقق ترمدى

44

معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )

و رنجور شود از وخامت شكم ماهى كى زندان يونس روح بود و وخامت درياى دنيا كه مسكن ( اين ماهى ) [ 1 ] بود آن را زائل گرداند ازو ، ولايت سرديست چون از آن بگذرى جايى برسى كه لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً « 1 » و ليك سير در چنين سردسير با اين‌چنين سر و پاى [ 2 ] ممكن نيست تا نفس شيخ باثر خود كه گرميست يارى ندهد امّا آن گرمى اندك [ 3 ] بايد تا نسوزد همچنين خرمن [ 4 ] سوخته نشود كه اين [ 5 ] خرمن سوخته شده است زهى خرمن سوخته آن گرمى تابد آنجا بايد چون از آنجا گذر كنى خورشيد آن عالم كه مقصودست بر تو بتابد [ 6 ] و اگر سوزانى نفس شيخ بسيار شود نيز از بيخ ( و بن ) [ 1 ] بر كند همچنانك كرم پيله را 104 گرم دارند ولى چندان گرم ندارند كه هلاكش كنند ( زنان بر نيفه مىزنند و احتياط مىكنند تا نسوزند اكنون رها كن تا بسبب تابش و گرماى آن عالم پررنج مىباشى اگر گوشتت را مىخورند كرمان محنت تا بخورند گو كه : « تا برگ نخورند ابريشم حاصل نشود » عوض گوشت پارهء گنده چندين چيز حاصل شود آن زيان بود ؟ ! اينت محال ) [ 7 ] ايّوب عليه السّلام از بهر اين گفت مَسَّنِيَ الضُّرُّ « 2 » بر طريق استفهام بطريق [ 8 ] انكار 105 يعنى اين ضرر بود پارهء گوشت گنده از من فوت شود و عوض صد هزار هزار چه هزارهزار ،

--> ( 1 ) - سل : ندارد . ( 2 ) - سل : سرما ( 3 ) - سل : اندكى ( 4 ) - سل : كه خرمن ( 5 ) - سل : نشود اين ( 6 ) - سل : تابد ( 7 ) - سل : عبارت بين ( ) افتاده است . ( 8 ) - سل : نه بر طريق ( 1 ) - قرآن كريم ، الانسان / 13 ( 2 ) - قرآن كريم ، الانبياء / 83